چگونه بايد رفتار كنيم، تا پايه هاي مودت و رحمت در مناسبات اجتماعي مستحكم تر گردد؟

يكي از شاخص هاي رشد و پيشرفت هر كشور چگونگي روابط و مناسبات اجتماعي ميان آحاد آن جامعه است. اينكه تا چه اندازه ملاك ها و معيارهاي اخلاقي و انساني ميان آنان رعايت مي شود؟ و اينكه تا چه اندازه صداقت، شفافيت، صميميت، اعتماد و رعايت حق و حقوق يكديگر و... در روابط و مناسبات اجتماعي عينيت و جلوه خارجي دارد؟ ميزان رشد و شكوفايي و بالندگي هر كشوري را تعيين مي كند. آموزه هاي اسلامي در اين رابطه الگوهاي رفتاري را براي ما مطرح مي كند كه در صورت تحقق و التزام عملي به آنها، جامعه اسلامي جلوه اي الهي و انساني و الهام بخش پيدا خواهد كرد در اينجا به نحو اجمال اهم اين الگوهاي رفتاري را مطرح مي كنيم.
1- خوش اخلاقي
قرآن كريم يكي از مزاياي فوق العاده اخلاقي پيامبر اسلام(ص) را خوش اخلاقي ذكر كرده و مي فرمايد:
در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدي در حالي كه اگر خشن و تندخو و سنگدل بودي از اطراف تو پراكنده مي شدند. پس دستور مي دهد: از تقصير آنان بگذر و آنها را مشمول عفو خود گردان و براي آنها طلب آمرزش كن. (آل عمران- 159) امام علي(ع) مي فرمايد: چه بسا (كسي كه) عزيز و ارجمند است و اخلاقش او را خوار و ذليل مي كند و كسي كه خوار و ذليل است و اخلاقش او را عزيز و ارجمند كرد. (ميزان الحكمه، ج4، ص 1519) آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: بنده هر چند در عبادت ضعيف باشد، با اخلاق نيكوي خود در آخرت به درجات بزرگ و منزلت هاي والايي دست مي يابد. (همان، ص 1524) همچنين امام صادق(ع) در پاسخ به پرسشي از حد و معناي حسن خلق فرمود: حسن خلق اين است كه نرم خو و مهربان باشي، گفتارت پاكيزه و مودبانه باشد و با برادرت با خوشرويي برخورد كني.(همان)
2- اظهار محبت و پاسخگويي به آن
جامعه اسلامي براساس محبت و دوستي بين برادران ايماني پايه ريزي شده است، و اين محبت ناشي از ايمان به خدا و تكليف مردمان ايماني در رعايت حدود و حقوق يكديگر بر مبناي مودت و برادري است.
در جامعه اي كه اساس آن بر محبت به ديگران پايه گذاري شده و براساس چشم پوشي از خطاهاي افراد طراحي شده و همه باور دارند كه رفع نياز ديگران نعمت الهي است و اين فرصت، لطف خدا به بندگان نيكوي اوست، اين فرصت ها چنان مورد استفاده بزرگان دين و مذهب قرار مي گرفته است كه در رفتار آنان رفع نياز از نيازمندان در صدر عبادات الهي است و الگوي اين عمل علي(ع) است كه در حين نماز كه عبادت الهي است، نياز مستمندي را رفع مي نمايد كه آن هم عبادت الهي است.
پيامبر گرامي اسلام در زمينه ابراز محبت به ديگران مي فرمايد: هرگاه يكي از شما برادرش را دوست داشته باشد، بايد به او اعلام كند، زيرا اين بيشتر مايه بقاي الفت و استواري محبت مي شود. (نهج الفصاحه، ج2، ص26) قرآن كريم در سوره نساء آيه 86 يك حكم كلي و عمومي را در رابطه با پاسخگويي به محبت هاي ديگران اعلام مي دارد: «هنگامي كه كسي به شما تحيت گويد، پاسخ آن را به طرز بهتر بدهيد و يا لااقل به طور مساوي پاسخ گوييد» تحيت در لغت از ماده حيات و به معني دعا براي حيات ديگري كرده است، ولي معمولا اين كلمه هر نوع اظهار محبتي را كه افراد به وسيله سخن يا عمل، با يكديگر مي كنند شامل مي شود كه روشن ترين مصداق آن همان موضوع سلام كردن است.

3- اظهار شادي در هنگام ديدارداشتن روابط حسنه با افراد، در بيان جملات و صحبت هاي مثبت و خوش آيند، موج بزرگي از انرژي مثبت را به اطرافيان انتقال مي دهد. احساس مفيدبودن و رضايت از كار و تلاش، باعث خوشحالي و نشاط روح مي گردد واين امر به ساير افراد مرتبط به يكديگر تاثير مثبت گذاشته و رفته رفته يك شهر اصلاح مي شود. امام باقر(ع) در اين زمينه مي فرمايد: لبخندزدن، بر روي مومن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسيب از وي نيز ثواب است، محبوب ترين عبادت در پيشگاه خدا شاد كردن مومن است. (بحارالانوار، ج 71، ص 288) همچنين امام صادق(ع) در زمينه قالب هاي شادي مي فرمايد: شادي در سه خصلت است: وفاداري، رعايت حقوق و ايستادگي در برابر سختي هاي زمانه (ميزان الحكمه، ج 5، ص 2448)
4- لبخند زدن در هنگام ملاقات مهم ترين نياز مردم در يك جامعه الهي، محبت به يكديگر است و آغاز اين محبت- يا حداقل اين محبت- تبسم داشتن است. اين براي مومني كه تبسم دارد حسنه و بر مومن ديگر احسان است. ابودرداء مي گويد: رسول خدا هرگاه حديث و سخني مي فرمود، با لبخند همراه بود. (مكارم الاخلاق، ج 1 ص 58) همچنين امام صادق(ع) مي فرمايد: هركس به چهره برادر مومن خود لبخند بزند، آن لبخند براي او حسنه اي باشد. (الكافي، ج 2، ص 206)
5- انجام مزاح هاي شرعي مزاح و شوخي هاي متعارف و در چارچوب عقل و شرع يكي از امتيازات مومن به حساب مي آيد و منطبق با سيره پيامبرگرامي (ص) و ائمه اطهار(ع) مي باشد. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «اني امزح و لا اقول الاحقا» همانا من شوخي مي كنم. اما جز حق نمي گويم. (نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 6، ص 330) علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: رسول خدا(ص) هرگاه يكي از اصحاب را اندوهگين مي ديد او را با شوخي و مزاح خوشحال مي كرد. (مستدرك الوسايل، ج 1، ص 76)
همچنين امام صادق(ع) در اين رابطه مي فرمايد: به شخصي فرمودند: آيا با يكديگر مزاح مي كنيد، آن مرد گفت: كم مزاح مي كنيم. حضرت فرمودند: اين طور نباشيد زيرا شوخي نشانه خوش خلقي است و به وسيله شوخي برادر ديني خود را خوشحال مي كني. پس فرمودند: رسول خدا(ص) براي اينكه كسي را خوشحال كند با او مزاح مي كرد. (اصول كافي، ج 2، ص 663)
6- وفاداري و انجام تعهدات وفاداري و التزام عملي به تعهدات و پيمان ها و وعده ها يكي از شاخص هاي رشد و بالندگي جوامع انساني به حساب مي آيد. علي(ع) مي فرمايد: بالاترين صداقت، وفاي به پيمان ها است. افضل الصدق، الوفاء بالعهود. (غرر الحكم، ح 3020) آن حضرت در كلامي ديگر مي فرمايد: من احسن الوفاء استحق الاصطفاء. هر كس كه خوش قول باشد شايسته گزينش براي همكاري و معاشرت است. (غرر الحكم، ح 8690) همچنين امام علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: به مودت (دوستي، ياري و همكاري) كسي كه به عهد و قول خود وفادار نيست، اعتماد مكن. (غررالحكم، ح 1026)

7- رعايت انصاف رعايت انصاف يكي از مشكل ترين نكات تربيتي و اخلاقي در اسلام است كه ارايه و حفظ آن از افراد باتقوا و مومن برمي آيد. بسياري از اختلافات و كشمكش ها در بين خانواده ها، نتيجه عدم رعايت انصاف است، و اين اختلافات رفع شدني است، اگر به دستورات خدا عمل نماييم و حقوق ديگران را رعايت كنيم و اخلاق خود را تعالي بخشيم. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «بالاترين اعمال سه چيز است: 1-رعايت انصاف نسبت به مردم تا آنجا كه هر چه براي خود دوست داري براي آنان نيز دوست بداري 2-مواسات نمودن 3-ياد كردن خدا در هر حال (پس فرمودند) ياد خدا تنها گفتن سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اكبر نيست، بلكه مقصود اين است كه اوامر خدا را اطاعت و از نواهي اجتناب كني. (اصول كافي، ج 2، ص 144)
8- فروتني و تواضع تواضع و فروتني يكي از خصلت هاي مهم پيامبران و اولياي الهي است. خداي متعال در قرآن خطاب به پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: اي پيامبر! به كساني كه از مؤمنين به شما ايمان مي آورند تواضع و فروتني كن. اين درحالي است كه خود آن حضرت مي فرمايد: ان افضل الناس عبدا من تواضع عن رفعه » برترين مردم در بندگي خدا كسي است كه در عين بزرگي فروتني كند (بحارالانوار، ج 77، ص 179)
همچنين پيامبر اعظم(ص) در اين رابطه مي فرمايد: كسي كه به خاطر خدا تواضع كند، خداوند مقام او را بالا مي برد، پس شخص متواضع گرچه پيش خود ضعيف و حقير است، ولي درنظر مردم بزرگ است.(كنزالعمال، ج 3، ص 113) امام كاظم(ع) در اين زمينه مي فرمايد: اين گونه حكمت در دل انسان متواضع سامان مي يابد كه در قلب انسان متكبر و زورگو جايي ندارد، چون خداوند تواضع را ابزار كار عقل قرار داده و تكبر را ابزار جهل. (بحارالانوار، ج 57، ص 312)
9- رازداري يكي از صفات ممتاز انسان در تعامل همه جانبه با ديگران بحث رازداري است چرا كه در پرتو ارتباطات انسان با هم نوع خود به طور طبيعي اسرار و مسايل خصوصي زندگي نيز مطرح مي شود. بنابراين كسي كه رازدار اسرار ديگران نباشد قهرا بسياري از مناسبات اجتماعي و روابط خانوادگي افراد را مختل خواهد كرد و احيانا سبب اختلافات و نزاع ها خواهد شد. به همين دليل در آموزه هاي اسلامي بر صفت رازداري مؤمن بسيار تأكيد شده است. امام صادق(ع) مي فرمايد: مردم به دو خصلت مأمور شده اند. اما آنها را خراب كردند و به همين خاطر همه چيز را از دست دادند: 1-شكيبايي 2-رازداري. (الكافي، ج 2، ص 222)
همچنين آن حضرت در بياني ديگر مي فرمايد: چهار چيز مال و آبرو را مي برد: دوستي با شخص بي وفا و بخشش كردن به كسي كه سپاس و تشكر نكند و آموختن دانش به نااهلي كه گوش فرا ندهد و راز سپردن به كسي كه حفظش نكند. (آثار الصادقين، ج 8، ص 426) امام علي(ع) در اين رابطه مي فرمايد: توفيق مرد در اين است كه راز خود را به كسي گويد كه پوشيده اش دارد و احسان خود را به كسي رساند كه آن را فاش سازد. (همان، ص 420) بنابراين انسان با دوست خود لازم است در اظهار محبت و دوستي سنگ تمام بگذارد ولي چند درصد شيوه احتياط لازم است و برخي رازها را نبايد براي او بيان كند.
11- عدم تكبر و غرور تكبر و غرور از جمله صفات رذيله و اخلاق سيئه انسان به حساب مي آيد، و همواره چنين فرد متكبر و مغرور، اطرافيان خود را از دست مي دهد و نفرت ديگران را نسبت به خود برمي انگيزد. برعكس كسي كه متواضع و فروتن باشد همواره مورد لطف و عنايت ديگران قرار مي گيرد. لقمان حكيم درخصوص مسايل اخلاقي و ارتباط با مردم و خويشتن مواعظي دارد كه نخست تواضع، فروتني و خوشرويي را توصيه كرده و مي گويد: با بي اعتنايي از مردم روي مگردان، «ولا تصعر خدك للناس»
و مغرورانه بر زمين راه نرو «ولاتمش في الارض مرحا» چرا كه خداوند هيچ متكبر مغروري را دوست ندارد. «ان الله لايحب كل مختال فخور» (لقمان- 18) به اين ترتيب لقمان حكيم به دو صفت بسيار زشت و ناپسند كه مايه از هم پاشيدن روابط صميمانه اجتماعي است اشاره مي كند: يكي تكبر و بي اعتنايي، و ديگر غرور و خودپسندي كه هر دو در اين جهت مشتركند كه انسان را در عالمي از تو هم و پندار خودبرتربيني فرو مي برند، و رابطه او را از ديگران قطع مي كند. در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده است: كسي كه از روي غرور و تكبر روي زمين راه رود، زمين و كساني كه در زيرزمين خفته اند، و آنها كه روي زمين هستند، همه او را لعنت مي كنند.»
12- صداقت و شفافيت در آموزه هاي اسلامي صداقت و شفافيت از ويژگي هاي مهم يك انسان مؤمن و سبب نجات و رستگاري او به حساب مي آيد و برعكس كذب، دروغ و نفاق موجب هلاكت و نابودي او مي شود. پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: «النجاه في الصدق، كما ان الهلاك في الكذب» سربلندي و نجات انسان در صداقت و شفافيت است همچنانكه هلاكت و نابودي او در دروغ و عدم شفافيت است. علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: راستي و راستگويي تو را نجات مي دهد، هر چند كه از آن بيمناك باشي، و دروغ تو را نابود مي كند گرچه از آن خطري بر خود حس نكني (غررالحكم، ح 1118) همچنين وقتي از آن حضرت سؤال شد: گرامي ترين مردم كيست؟ فرمود: كسي كه هميشه و همه جا با راستي برخورد كند. (بحارالانوارج 17ص 9)
و بالاخره آن حضرت در وصف ايمان مومنان مي فرمايد: ايمان آن است كه راستي را اگر چه به زبانت باشد بر دروغي كه به سودت باشد، ترجيح دهي. (نهج البلاغه، ح 458)
17- اندازه نگه داشتن افراط و تفريط در هر كاري، جنبه ضدارزشي به خود گرفته و از مسير حق و عدالت خارج مي شود كساني كه در اولين روزهاي آشنايي با افراد سفره دلشان را مي گشايند و از گذشته و حال و آينده خود و اطرافيان مي گويند، گمان مي كنند، رسم صميميت را به جا آورده اند، در حالي كه چنين رفتاري حتي با دوستان چندين و چند ساله هم صحيح نيست و نبايد تمام رازهاي زندگي خود را در برابر افراد آشكار كرد حتي با دوستان نزديك چرا كه روزي سبب پشيماني خواهد شد. در روايتي از علي نقل شده است كه در دوستي با هركس اندازه نگه دار كه ممكن است روزي دشمن تو گردد و با دشمنت نيز رفتاري متناسب داشته باش كه شايد روزي با او دوست شوي. هم چنين آن حضرت در كلامي ديگر مي فرمايد: با مردم چنان آميزش و رفتار كنيد كه اگر در آن حال مرديد «رفاقت و جدايي» بر شما بگريند و اگر زنده مانديد خواهان معاشرت با شما باشند. (نهج البلاغه، ح108). تاكيد آن حضرت در اين رابطه در حدي است كه مي فرمايد: ناتوان ترين اشخاص كساني هستند كه نمي توانند براي خود دوست بگيرند، و ناتوان تراز آنان كساني هستند كه دوستان موجود خود را از دست مي دهند و قادر به نگهداري آنان نمي باشند.(نهج البلاغه، حكمت12)
18- آگاه ساختن از گرفتاري ها و مشكلات سختي ها و مشكلات جزء لاينفك زندگي اجتماعي انسان است و هيچ كس بهتر از يك يار شفيق و دانا ما را در اين سختي ها و گرفتاري ها ياري نمي رساند. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «هرگاه يكي از شما در تنگنا قرار گرفتيد و با مشكلي مواجه شديد، دوست و برادرتان را آگاه سازيد و خود را تنها نگذاريد و به رنج نيفتيد.» (ميزان الحكمه، ج1، ص 86)
19- پذيرفتن عذر او يكي از نكات بسيار مهم در حفظ دوستي، داشتن خلق و خوي كريمانه است. براي نگاهداشتن دوستي هاي باارزش، نياز به گذشت و اغماض و چشم پوشي از خطاهاي يكديگر داريم. عذر دوستت را در برابر خطا و اشتباه بپذير و اگر عذري نداشته باشد تو زرنگي كن و براي خطاي او درباره ات عذر بتراش. امام سجاد(ع) مي فرمايد: پوزش و معذرت خواهي دوست را هر چه بدانيم كه عذر او ناموجه است نبايد رد كنيم. اصولا دوستي با اشخاص از خودراضي و پرتوقع كه هرگز عذرخواهي كسي را نمي پذيرند، دوامي نمي يابد. خداوند سريع الرضا است و بندگان مؤمن او با كسب اين صفت الهي بخشنده و با گذشت هستند.
20- رعايت ضوابط در حين صميميت انسان مؤمن و متعالي در روابط اجتماعي و تعاملات خود با ديگران، همواره در چارچوب ضوابط الهي و حدود آموزه هاي اخلاقي و انساني برخورد مي كند.
علي(ع) در اين زمينه مي فرمايد: هر كس دوست خود را به طور پنهاني اندرز دهد، بر او احترام گذارد و هر كس دوستش را در جلوي مردم نصيحت كند، به وي اهانت كرده است.
با دوستت كه با تو قهر كرده پيوند برقرار كن، و اگر او با تو نامهربان شد و از تو دوري گزيد، تو مهربان باش و نزديك شو. هرگاه او به تو بخل ورزيد تو عطا كن. وقتي او با تو برخوردي تند كرد تو نرمش نشان بده. اگر در رفتار با تو مرتكب خطا شد او را معذور بدار و با او چنان باش كه گويا خدمتكار او هستي و او ولي نعمت تو مي باشد. اما به هوش باش كه اين كارها را به جا انجام دهي نه بي جا و باغير اهل آن.
امام صادق(ع) در اين رابطه مي فرمايد: رودربايستي و حرمت ميان خود و برادرت را از بين نبر و آن را نگه دار، زيرا با از بين رفتن رودربايستي و حرمت ها، شرم و حيا نيز از ميان مي رود و نگهداشتن حرمت مايه پايداري دوستي است. (ميزان الحكمه، ج1، ص66)

دنباله ادامه دارد .....
اعتدال در رفتار و گفتار راه و رسم اعتدال کوتاهترين و استوارترين راه تربيت است و سلامت فرد و جامعه در گرو تربيتي متعادل است. زيرا هر گونه انحراف از اعتدال و افراط و تفريط در صفات و اعمال و رفتار، انحراف از حق است. لذا حکما اساس اخلاق را در اعتدال در خويها و صفات مي‌دانند و براي نجات و رستگاري انسان و رساندن او به سعادت، راه اعتدال را توصيه مي‌کنند. مرحوم علامه طباطبايي در اين باره چنين مي‌فرمايند: "کمتر فسادي در عالم ظاهر مي‌شود و کمتر جنگ خونيني است که نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد که منشاء آن اسراف و افراط در استفاده از زينت و زرق نبوده باشد، چه انسان طبعاً اين طور است که وقتي از جاده اعتدال بيرون شد و پا از مرز خود بيرون گذاشت کمتر مي‌تواند خود را مهار کند و به حد معيني اکتفا نمايد. بلکه مانند تيري است که از کمان بيرون شود، تا آخرين حد قدرتش جلو مي‌رود و چون چنين است سزاوار است که همه وقت و در همه امور در زير تازيانه تربيت مهار شود". جهت‌گيري تربيت قرآني بر اين است که انساني تربيت کند که در همه ابعاد و امور زندگي متعادل باشد، و از مرزهاي اعتدال خارج نشود. در داستانهاي تربيتي قرآني نيز ابعاد گوناگون اعتدال در قالب تصاويري بديع و زيبا ارائه شده است. لقمان حکيم در مقام يک مربي آگاه و پدري دلسوز، اندرزهايي جامع و سودمند براي فرزندش و ساير فرزندان ايراد نموده که به عنوان يک منشور تربيتي مي‌تواند راهگشاي خوبي در جهت هدايت و ارشاد همگان قرار گيرد. يکي از توصيه‌هاي اخلاقي لقمان دعوت به اعتدال در رفتار و گفتار است. آنجا که مي‌گويد:"واقصد في مشيک و اغضض من صوتک"(لقمان:19) پسرم در راه رفتنت ميانه‌رو باش و در سخن گفتنت نيز اعتدال را رعايت کن و از صداي خود بکاه و فرياد مزن". ‏

ممکن است سئوال شود که چرا لقمان روي يک کار جزئي مثل راه رفتن تکيه مي‌کند و به فرزندش دستور مي‌دهد که در راه رفتن ميانه‌رو باشد. در پاسخ بايد گفت: صفات و روحيات بد و نيک انسان غالباً از خلال کارهاي جزئي او آشکار مي‌شود. چه بسا نحوه لباس پوشيدن شخص، يا کيفيت امضاي فردي و ... نمايانگر روحيات او باشد، و هرگز نبايد نسبت به اين کارهاي جزئي با ديده بي‌اعتنايي بنگريم. زيرا چه بسا کارهاي جزئي و کوچک نشان دهنده کانوني از فساد در درون انسان باشد که به اين شکل جوانه زده است. جوشهاي مختصر يا دملهاي کوچکي که در اطراف بدن نمايان مي‌شود هر چند جزئي و کوچکند اما همين‌ها از نظر يک پزشک نشان‌دهنده چرکهاي عظيم دروني است که در ميان خون لانه گزيده‌اند و خود را از اين طريق نشان مي‌دهند. البته مقصود از "مشي" در آيه را مي‌توان مفهومي عام و گسترده‌تر از راه رفتن معمولي دانست و آن را به معناي تمامي رفتارها و کردارها و روش و منش آدمي معنا کرد که بر اين اساس رعايت اعتدال در هر يک از حالات و رفتارهاي انسان امري است پسنديده و تنها از اين طريق انسان به سرمنزل مقصود راه خواهد يافت. در آيه ديگري آمده است: "و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا"(کهف:28) و از کسي که قلبش را از ياد خود غافل ساختيم، اطاعت نکن، همان که از هواي نفس خود پيروي مي‌کند و کارهايش افراطي است. به اين ترتيب قرآن کريم اعتدال در رفتار را ارزش، و افراط و زياده‌روي را ضد ارزش معرفي نموده است و کساني را که از حد اعتدال پا فراتر نهاده‌اند و در مسير افراط و اسراف گام نهاده‌اند، هم شان هوي پرستان معرفي مي‌کند.

پيوند دوستي مهم ترين ركن شخصيت هر فردي براساس جاذبه و دافعه او مورد ارزيابي قرار مي گيرد و دراين رابطه براساس آموزه هاي اسلامي محبوبان واقعي انسان را شامل: 1- خداوند 2- معصومين(ع) 3- علما و هاديان خير 4- كسي كه ديدنش ما را به ياد خدا مي اندازد،
5- آنان كه خداوند نعمت خود را بر آنان تمام كرده است.
خداوند در قرآن كريم(نساء- 69) درباره كساني كه نعمت خود را بر آنان تمام كرده مي فرمايد: «كسي كه خدا و پيامبر را اطاعت كند (در روز رستاخيز) همنشين كساني خواهد بود كه خداوند نعمت خود را بر آنها تمام كرده است. و همان طور كه در سوره حمد، بيان شده است كساني كه مشمول اين نعمتند، همواره در جاده مستقيم گام برمي دارند و كوچك ترين انحراف و گمراهي ندارند. پس در توضيح اين جمله اشاره به چهار طايقه كرده مي فرمايد: از پيامبران صديقان، شهداء و صالحان. در پايان آيه مي فرمايد: آنها رفيق هاي خوبي هستند از آيه فوق اين حقيقت به روشني استفاده مي شود كه موضوع معاشران خوب و هم نشين هاي باارزش به قدري اهميت دارد كه حتي در عالم آخرت براي تكميل نعمت هاي بهشتي، اين نعمت بزرگ به مطيعان ارزاني مي گردد.
6- خويشاوندان در آموزه هاي اسلامي ارتباط و دوستي با خويشاوندان تحت عنوان صله رحم مطرح شده است، ابوبصير مي گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: آيا انسان مي تواند با خويشاوندي كه مذهب را نمي شناسد قطع رابطه كند؟ حضرت فرمودند: نبايد با او قطع رابطه كنيد. (ميزان الحكمه، ج4، ص 2017)
همچنين آن حضرت مي فرمايد: هر كس دوست دارد روزيش زياد شود و مرگش به تاخير بيفتد، صله رحم كند. (تحف العقول، ص 309) و در بياني ديگر مي فرمايد: صله رحم خانه ها را آباد و عمرها را زياد مي كند، هر چند به جا آورندگان صله رحم از نيكان نباشند. (ميزان الحكم، ج4، ص 2016). امام هادي در بيان اهميت و جايگاه صله رحم مي فرمايد: چه بسا شخصي كه مدت عمرش مثلا سه سال مقدر شده باشد ولي به خاطر صله رحم و پيوند با خويشاوندانش خداوند عمرش را به 33 سال برساند، و چه بسا كسي كه مدت عمرش 33 سال مقدر شده ولي به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحم، خداوند عمرش را به3 سال برساند. (مسند امام هادي(ع)، ص 302)
7- كسي كه در حالت خشم از عدالت خارج نشود امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: كسي كه سه بار عليه تو خشمگين شده و درباره تو سخن ناروايي نگفته او را دوست خود برگزين. (تحف العقول، ص 387)

رمز محبوبيت در ميان مردم
هر كسي به طور طبيعي علاقه مند است تا محبوب دل ها باشد و مردم او را دوست بدارند. محبوبيت اگر چه آثار بسياري براي آدمي به همراه مي آورد ولي هيچ كسي نمي تواند از آرامشي كه در پي محبوبيت برمي خيزد چشم پوشي كند؛ زيرا محبوبيت نه تنها امنيت را براي او به ارمغان مي آورد بلكه سكونت و آرامش دروني را نيز براي او در پي خواهد داشت. هر كسي مي كوشد تا به هر شكلي شده محبوب دل ها شود؛ زيرا اگر محبوبيت تحقق يابد، آدمي بر دل ها حكومت مي كند و بندگي باطني، بردگي ظاهري را نيز به دنبال خواهد داشت و اشخاص، كوركورانه از وي پيروي و اطاعت مي كنند.
هر كسي در جست وجوي محبوبيت و حكومت بر دل ها، از ابزارهاي گوناگوني بهره مي برد. برخي با ابزار مال مي كوشند تا دل ها را به سوي خود جذب و جلب نمايند. برخي ديگر با احسان و كمك به ديگري يا مهر و محبت مي كوشند اين محبوبيت را براي خود ايجاد كنند.
هر يك از اينها با توجه به گرايش هاي گوناگون مردم تأثيراتي به جا مي گذارد. حتي ابليس و شياطين با وعده هاي دروغين و مستكبران و مستبدان با فريب و نيرنگ در جلب قلوب مردم مي كوشند و تأثيراتي را نيز به جا مي گذارند؛ از اين رو دولت هاي استكباري و مستبدي چون دولت فرعوني بر جان ها حكومت مي كند و مردمي را بنده خود مي سازد.
اصولا انسان به كسي كه محبت كرده گرايش دارد و اگر محبتي ديده، مي كوشد تا آن را پاسخ دهد. از اين رو اگر كسي به او مالي دهد يا تعليم و آموزشي بدهد، خود را بنده او مي داند و در كلام اميرمؤمنان علي(ع) است. من علمني حرفا فقد صيرني عبدا؛ هر كسي حرفي به من بياموزاند مرا بنده خود ساخته است و در همين چارچوب است كه آن حضرت خود را عبيد محمد(ص) مي داند كه ايشان را معارف بسيار آموخته است: انا عبد من عبيد محمد(ص)؛ من بنده اي از بندگان محمد(ص) هستم. به اين معنا كه ايشان دل در گروه محبت كسي دارد كه به ايشان چيزي آموخته است. پس هر كسي، به طور طبيعي علاقه مند به كسي مي شود كه خدمتي به او كرده است و اين گونه سپاسگزار او مي باشد. چنانكه در مثل آمده است: الانسان عبيد الاحسان. ولايت و سلطه شيطاني نيز ريشه در محبت شخص به شيطان دارد؛ زيرا او را كسي مي داند كه خدمتي به او كرده است؛ هر چند كه در اين باور به اشتباه و خطا رفته و فريب و وسوسه ابليسي را، خدمت برشمرده است. به عنوان نمونه خداوند گزارش مي كند كه برخي از مردم تحت ولايت جنيان درمي آيند؛ زيرا گمان مي كنند كه ايشان اخبار غيب را در اختيارشان مي گذارند. (سوره جن)
محبت واقعي و محبوبيت جهاني
اينكه هر كسي سپاسگزار خدمتي است كه به وي مي شود و همين خدمت رساني عاملي در جلب و جذب دل هاي بشر دارد، امري پوشيده نيست؛ ولي اين محبت نه تنها كامل و تمام نيست، بلكه فراگير و پايدار هم نمي باشد. ازنظر آموزه هاي قرآني محبوبيت واقعي و جهاني را مي بايست در امري ديگر جست. در روايات است كه اگر كسي بخواهد رابطه خود را با مردم اصلاح نمايد، گام نخست آن است كه رابطه خود را با خدا اصلاح كند. از امام حسن عسكري(ع) روايت است كه فرمود: من اصلح فيما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس؛ كسي كه بين خود و خدايش را اصلاح كند، خداوند بين او و مردم را اصلاح مي كند. (جهادالنفس، حديث355)
براي اينكه انسان بين خود و خدا را اصلاح كند خداوند در قرآن راهكاري را ارايه كرده است. در اين راهكار مشخص شده كه اگر انسان آن را پيروي كند، محبوب خداوند مي شود و رابطه ميان خدا و خلق، رابطه محبت مي شود و هر يكي ديگري را محبوب خود مي شمارد. خداوند در آيه31 سوره آل عمران مي فرمايد: «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله و يغفر لكم ذنوبكم و الله غفور رحيم؛ بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است.»
در حقيقت راه اصلاح ميان خود و خدا، آن است كه انسان از آموزه هاي وحياني قرآن و سنت و سيره پيامبر(ص) پيروي كند و به همه آموزه هاي وحياني ايمان داشته باشد، نه اينكه به برخي مؤمن و به برخي ديگر كافر باشد؛ چنان كه برخي به ولايت امامان معصوم(ع) كافر هستند و ايمان ندارند و حقوق اهل بيت(ع) را در ولايت نمي پذيرند. (مائده، آيه3؛ نساء، آيه59 و احزاب، آيه33 و آيات ديگر)
نقش ايمان و عمل صالح
اگر كسي به طور كامل و تمام به همه آموزه هاي وحياني خداوند ايمان داشته و از آن اطاعت كند، اگرچه بر او گران و سخت باشد (بقره، آيه143؛ آل عمران، آيات32و 53) آن موقع است كه محبوب خداوند مي شود و از آثار اين محبوبيت آن است كه در ميان مردم محبوب مي گردد و همگان از جان و دل بنده وار جان، فداي او مي كنند و او را بر خود اولي و برتر مي شمارند و از خود براي او مي گذرند.
اطاعت از خدا و پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در زندگي در دو عنوان ايمان و عمل صالح نمودار مي شود؛ چراكه اين دو، بال هاي پرواز آدمي به سوي خداوند است. (فاطر، آيه10) از اين رو خداوند به مردم مي فرمايد كه به جاي آنكه بخواهند محبوبيت ديگران را از طريق مال و ثروت به دست آورند كه محبوبيت ناپايدار و غيرواقعي است (انفال، آيه63) با ايمان و عمل صالح يعني اطاعت از خدا و پيامبر(ص) آن را به دست آوريد.

خداوند درباره رمز محبوبيت انسان مي فرمايد: ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا؛ كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، به زودي خداي رحمان براي آنان محبتي در دلها قرار مي دهد. (مريم، آيه96) در حقيقت رمز محبوبيت انسان را مي بايست در ايمان و عمل صالح جست؛ اگر كسي كارهاي نيكي انجام مي دهد و در حقيقت متوجه حسن فعلي است و به حسن فاعلي يعني اخلاص و ايمان اعتقادي ندارد و نيت او پاك و خالص نيست، باز هم خداوند براي او محبوبيتي در دل ها ايجاد مي كند ولي اين محبت، ناپايدار و موقتي و غيركامل است، ولي اگر همراه با ايمان و نيت خالص يعني حسن فاعلي باشد، اين جمع حسن فعلي و فاعلي موجب محبوبيت پايدار و كامل و تمام او در ميان خلق مي شود؛ زيرا چنين شخصي محبوب خداوند است و محبوب خداوند در ميان خلق هم محبوب خواهد بود.

منبع: وبلاگ قرآنی